عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
252
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
نبوى ، دو دستهاند : يك دسته ، پيشوايان كفر و دسته دوم ، رهروان گمراهى . به اين معنى كه كارگزاران و دستور دهندگان ، پيشوايان كفر بوده و مجريان دستور ، رهروان گمراهى ، محسوب مىگردند ؛ مسلمان باشند يا غير مسلمان ! بر قبر مطهر امام حسين ( ع ) از روز نخست ، چند مرحله و مقطع سپرى شده است كه پيشوايان كفر و دنبالههاى آنان از رهروان گمراهى ، جهت ويرانى قبر مطهر ريحانهء رسول اكرم ( ص ) و نابودى آثار و ناپديد كردن همه ، يا بعضى از نشانههاى آن كوشيدند ؛ امّا هربار اثرش اشكارتر و شأن و مقامش برجستهتر گرديد . شايد مقطعى كه بعد از حادثهء عاشورا تا پايان زمامدارى بنىاميّه بر قبر مطهر امام حسين ( ع ) گذشت ، بهترين دوران بود . زيرا بنىاميّه به حسب ظاهر ، به جرم و جنايت زشت و وقيحانهاى كه در حق صاحب قبر روا داشتند [ ديگر متعرض قبر مطهر شدند ] اكتفا كردند ! حتى عبدالملك بن مروان ، ناگزير شد به كارگزار خود ، حجّاج بن يوسف ثقفى كه « هلاكو » « 1 » ى روزگار خود بود ، بنويسد ! « مرا از كشتن آل ابوطالب ( عليهم السلام ) ، دور نگاهدار ؛ چه اينكه مرگ را ديدم كه از آل حرب ( بنىاميّه ) به واسطه ريختن خون ايشان ، هراسان است ؛ حجّاج نيز به خاطر ترس از زوال دولت بنى اميه و نه ، ترسيدن از آفريدگار عزيز وگرامى از خون آل ابوطالب ( عليهم السلام ) ، دورى كرد » . بارى بنى اميه به هر دليل ، اعمّ از ترس زوال دولت خود ، يا هر انگيزه ديگرى ، متعرض قبر مطهر امام حسين ( ع ) نشدند . اما بنىعباس بعد از آنان ، دست به تعرّض زدند . بنىاميه فقط با هر وسيلهء ممكن ، از جمله ، گماردن افراد مسلّح در اطراف كربلا ، مانع آمد و شد زائران مىشدند و اگر به آنان دسترسى پيدا مىكردند ، ايشان را
--> ( 1 ) . جعفر بن سيد محمد علوى ، الحسين 7 و مواسم الادب ، ج 1 ، ص 47 .